پرتوپلاک

پرتوپلاک

اسفند شد قرار و آرامت نیست
غیر از کفن برف به اندامت نیست
ای سال! خوشی که مثل ما آدم‌ها
دلشوره مرگ نابهنگامت نیست

توصیه می‌کنم ببینید
آخرین نظرات

۵ مطلب با موضوع «سربداران» ثبت شده است

۰۸
تیر

به نام خدا

اگر که زمان جنگ شهدا و رزمندگان برای رسیدن به هدف یه مراسماتی داشتن که در اون برای کاهش درد و سختی هاشون بخاطر پیاده روی های طولانی مدت به پاها و دست هاشون حنا میزدن

الان هم

یه عده از همون جوونا هستن که در راه حسین این سنت قدیمی رو به نیت های خاص خودشون دوباره اجرا میکنن

همشون شهیدن باور کنید

   

 

یه عده حداقلی هستن که ایمان میارن باز یه عده حداقلی هستن که اراده میکنن بعد یه عده حداقلی دیگه ای از اونا هستن که قدم در راه میگذارن برخی ها که نمیرسن هیچ اونایی هم که میرسن باز درجات متفاوتی دارن

همیشه گفتم خدایا ما رو جزو حداقلی های خودت قرار بده

ایشالاه با یه مثال بعدا کامل میگم حرفم رو الان نمیشه

کربلا دعاگوی همه بودیم

با کلیک روی هرعکس میتونید اون رو بصورت بزرگتر ببنید؛ ان شاء الله عکس‌های بعدی بزودی ...


تصویر ماه شب نیمه شعبان که از آسمان کربلا گرفته شد


از اول تا آخر مسیر؛ راهی نیست

خودت را بگذار؛ دلت را ببر

سبک تر میروی و راه نزدیک تر می‌شود

  


پی‌نوشت:

یه نکته در مورد نویسنده بگم: ایشون انقدرها که میبینید نیست فقط دوست داره اینجوری باشه

ایشون حتی از حنا بدش میاد چه برسه به استعمالش به کف پا

وقتی پیاده روی هم میره لباسش تقریبا همونیه که تو خیابون های شهر  و دانشگاه میپوشیده

ته ته تفاوتش اینه که یه کفشی بپوشه که مناسب پیاده روی باشه که نکنه یه موقع تریپش خراب بشه

کلا اینجوریه اگه میبینید حرفش به دل نمیشینه دلیلش همینه؛ بله ....


پی‌نوشت2:

برخی از عکس های بنده رو از این سفر به دلیل اینکه دیگه حق نشر اون برای رسانه ها شده رو میتونید در این لینک ها ببینید.

خبرنامه دانشجویان ایران (iusnews.ir)

خبرگزاری فارس (farsnews.com)

خبرگزاری نسیم (Nasimonline.ir)

خبرگزاری دانشجو (Snn.ir)

۲۵
خرداد

شهید محمدعلی جهان‌آرا:

بچه‌ها؛ اگر شهر سقوط کرد، آن را دوباره فتح می‌کنیم.

مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند.


تلاش مون جواب نداد و کاندیدای مورد نظر ما رای نیاورد مهم تحقق یکی از دوخواسته ولی فقیه بود که بدست اومد.

کاش دومی هم تحقق می‌یافت.


این یادداشت سعدالله زارعی را حتما بخوانید. (کــــــــلیک کنید)

۲۳
دی


دلنوشتی از این روزهای ما ....

برروی ادامه مطلب کلیک کنید

۱۳
خرداد

ایام زندگی قشنگ من مال شما

 ایام سپید رنگ من مال شما

 بابای همیشه خوب من را بدهید

 این سهمیه های جنگ من مال شما

سایز اصلی تصویر



پی نوشت::

پدرم، روزت مبارک

سایز اصلی

۰۴
فروردين
داریوش جان دلم برات خیلی تنگ شده ///// خوبه هیچوقت از نزدیک ندیدمت ولی نمیدونم چرا انقدر دل بستت شدم عزیز ....... به امید اینکه ما هم با شهادت به تو برسیم ....


بهارا چه شیرین و شاد آمدی 

که با مژده داران داد آمدی 


بده داد ما را که خون خورده ایم 

ستم های آن سرنگون برده ایم 


بدر برده از دست بیدادگر 

دلی دربدر, غرق خون جگر 


دلی مانده صد زخم خنجر در او 

دلی,کین خون برادر در او 


بهارا من از اشک پنهان پرم 

که این گریه ها را فرو می خورم 


کجا بودی ای کاروان امید 

که عمری دلم انتظارت کشید 


چه آوردی از راه دور و دراز 

بگو آنچه بود از نشیب و فراز 


بهارا بر این دشت گلگون گذر 

که گیری زخون شهیدان خبر 


بپرس از شقایق که چون می دمد 

که جای گل از خاک خون می دمد 


تو رفتی و روی چمن زرد شد 

دل باغبان تو پر درد شد 


گل ارغوان تو بر خاک ریخت 

پرستو ازین بام ویران گریخت 


تو رفتی و آمد زمستان سخت 

به سوگ تو گردون سیه کرد رخت 


مگر گردبادی درآمد ز راه 

که شد روز روشن چو شام سیاه 


تو رفتی و داغ تو در سینه ماند 

به دل آتش عشق دیرینه ماند 


نگر تا شب تیره چون سوختیم 

چراغی ز جان خود افروختیم 


بهارا ببین تا چه پرورده ایم 

ز خون دل خود گل آورده ایم 


بهاری بدین نازنینی کجاست 

که این خون بهای شهیدان ماست 


بهارا بهل تا بگریم چو ابر 

که از دست دل رفت دامان صبر 


ندیدی تو آن درد بیدادگر 

پسر غرق خون روی دست پدر 


چرا خون نبارد از این سرگذشت 

که یک عمر در خون و خنجر گذشت 


بهارا نگه کن که بر شاخسار 

چه می خواند آن مرغ آزاد وار: 


اگر خون بلبل نجوشد به باغ

کجا از گل سرخ گیری سراغ؟


گل سرخ نو می کند یاد دوست 

که رنگ گل سرخ از خون اوست 


بیا تا مزارش پر از گل کنیم 

چنین, یادی از خون بلبل کنیم