پرتوپلاک

پرتوپلاک

اسفند شد قرار و آرامت نیست
غیر از کفن برف به اندامت نیست
ای سال! خوشی که مثل ما آدم‌ها
دلشوره مرگ نابهنگامت نیست

توصیه می‌کنم ببینید
آخرین نظرات

۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

۳۰
خرداد
این یادداشت برای «خبرنامه دانشجویان ایران» کار شده است. لینک یادداشت


خبرها آرام آرام افزایش پیدا می‌کرد و هر لحظه تعدادشان بیشتر می‌شد خبری که می‌توانست برای مخاطبین تلویزیون بسیار جذاب باشد گفته می‌شد که جناب آقای سید حسن نصرالله گفتگویی اختصاصی با یکی از خبرنگاران صداوسیما داشته است و قرار است که این گفتگو از تلویزیون پخش شود.


همین جملات بالا نشان می‌دهد که بحث مورد نظر بالا برای بنده بعنوان یک بیننده ساده تلویزیون نه یک منتقد این رسانه چقدر جذاب بوده و این موضوع نشان می‌دهد که دیگر بینندگان ساده تلویزیون هم منتظر یک اتفاق بسیار خوب در تلویزیون بوده‌اند. در این بحث میخواهم در چند بخش به جنبه های مختلف نمایش این مصاحبه تلویزیونی بپردازم و به این موضوع اشاره کنم که تلویزیون اصیل و با هویت ایران، همچنان راه دراز و سختی را در پیش رو دارد. آسیب شناسی تلویزیون امروزمان و نقد به آینده مان شکل می‌دهد و امکان رشد می‌بخشد.


پلان اول – تبلیغات

هیچ برنامه تلویزیونی‌ای نیست که بتواند ادعا کند بدون هیچگونه تبلیغاتی می‌تواند از نظر مخاطب یکی از پرمخاطب ترین برنامه هر نوع رسانه‌ای باشد. در رابطه با این برنامه باید بگویم که از ابتدا تلویزیون تبلیغ کمابیش نامناسبی برای این حضور اختصاصی سید حسن نصرالله داشت بطوری که اگر بخواهیم مقایسه‌ای بین تبلیغات این برنامه و تبلیغات برنامه های مخصوص مسابقات یورو2012 در تمام شبکه‌های تلویزیونی کنیم باید تاسف بخوریم که چرا رسانه جمهوری اسلامی ایران مسائل اصلی جامعه خود را درک نمی‌کند و برای مسابقاتی هزینه‌های گزاف تبلیغاتی ساخت تیزرهای اختصاصی را می‌پردازد که در جنبه های مختلف به جامعه ما آسیب میزنند. (در گوشی: شبکه شش سیما در تیزر برنامه مخصوص خود برای بازی های یورو از آهنگ اختصاصی این بازیها که ساخته یک خواننده زن اروپایی می‌باشد استفاده می‌کند بطوری که حتی با کم کردن صدای موسیقی در لحظات خوانندگی، صدای خواننده این موسیقی بازهم شنیده میشود که این موضوع بسیار جای تاسف دارد)


 در مورد تبلیغات این برنامه‌ی تلویزیونی رسانه ملی فقط به پخش قطعات کوتاهی از صحبت های سید حسن پرداخت و زمان پخش مصاحبه را اعلام کرد که برای این برنامه حد ضعیفی از تبلیغات را نشان می‌داد هم در بخش کیفیت و هم در بخش کمیت چون تعداد پخش این تیزر نیز بسیار کم بود.


پلان دوم – شبکه چهار!

اما سوال بزرگ در اینجا مطرح می‌شود که چرا این مصاحبه باید در شبکه چهار پخش بشود. شبکه چهار را به نام "شبکه فرهیختگان" می‌شناسند و مطمئنا برنامه‌های خاص این شبکه مخاطبان خاص خود را نیز دارد و به جای خود نیز بسیار مفید هستند. البته در دید عموم در سال های گذشته این شبکه را بیشتر به نام شبکه مستند می‌شناسند که در آن می‌توانند مستندهای مختلف قدیمی و جدید را ببینند. مطمئن باشید که قصد توهین به بینندگان محترم شبکه چهار ندارم اما باید با خود روراست باشیم که در سال‌های گذشته برنامه های شبکه چهار نتوانسته جای پای ثابتی از مخاطبان را برای خود ایجاد کند و همچنین نتوانسته است مخاطبان خود را در حالتی نگاه دارد که هرروز منتظر یک اتفاق جدید در این شبکه تلویزیونی باشند چرا که سال‌ها است که این شبکه یک روند ثابت را در خود داشته است.


در شبکه‌های بزرگ دنیا شاهد هستیم که اگر قرار است برنامه خاص و بزرگی نمایش داده شود بجز ایجاد فضای تبلیغاتی بسیار قوی، ساعت و شبکه‌ای انتخاب می‌شود که در آن بتوانند تعداد مخاطبان بسیار زیادی را به خود جذب کنند اما آیا ظرف شبکه چهار توانایی جذب مخاطب را دارد یا نه؟


اگر هم که مسئولان تلویزیونی قصد داشته اند با استفاده از این فرصت به شبکه چهار جان دوباره‌ای ببخشند باید بدانند که نمی‌توان با یک برنامه به یک شبکه و علی‌الخصوص برنامه "فراسو" مخاطبان ثابتی را سرازیر کرد.


پلان سوم – مجری و اجرا

آقای مرتضی حیدری مجری معروف صداوسیما از حدود دوماه پیش تلاش های خودش را برای انجام این مصاحبه شروع کرد و بعد از تلاش های بسیار توانست این مصاحبه را انجام بدهد خود وی در مصاحبه‌ای که قبل از پخش این برنامه انجام شده است تلویحا اشاره می‌کند که با آمادگی کامل حضور نداشته است و مطمئنا سوال های خیلی بهتری را میتوانسته داشته باشد وی در جواب این پرسش که اگر بار دیگر بخواهد با سید حسن نصرالله مصاحبه‌ای انجام بدهد چه ملاحظاتی را در نظر می‌گیرد، میگوید: " طبیعتاً با آمادگی بیشتری می‌روم؛ الان، هم شناختم از سیدحسن نصرالله و هم شناختم از لبنان و حزب‌الله خیلی بیشتر است و طبیعتاً می‌توانم سؤالات بیشتری مطرح کنم؛‌ فضاهای جدیدتری را خلق کنم."


در اولین واکنش هایی که از اطراف در مورد این مجری دریافت کردم تعداد زیادی معتقد بودند که این مجری مناسب نیست و تجربه کافی ندارد البته دلیل خاصی را اشاره نمی‌کردند؛ ولی کاملا در این مصاحبه مشخص بود که مجری نتوانسته بود مخاطب را بطور کامل جذب کند به این دلیل که این مصاحبه میتوانست از آن نوع مصاحبه هایی باشد که تماما در طول اجرا در اوج می‌باشند و مخاطب را به طور کامل میخکوب کرده و تا پایان برنامه با خود همراه می‌کنند که این مجری نتوانسته بود از پس این مسئله بود بربیاید.


پلان چهارم – سوالات

"یاد صندلی داغ افتادم" این یکی از اولین جملاتی بود که از طرف یکی از دوستان پس پایان برنامه به گوش بنده رسید. اما چرا باید این برنامه با حضور یک شخصیت بزرگی سیاسی و دینی در یک کشور بسیار استراتژیک مخاطبین را به یاد برنامه‌ای بیاندازد که سال‌ها است که دیگر از تلویزیون پخش نمی‌شود. برنامه صندلی داغ مدت طولانی‌ای در شبکه دو سیما پخش می‌شد که بعدا به دلایل نامعلوم از سری برنامه‌های این شبکه به کلی حذف شد حال آنکه مهمانان این برنامه را بیشتر بازیگران، خوانندگان، ورزشکاران و سیاست مداران دست دومی یا سومی تشکیل می‌دادند و به نوعی یک برنامه سرگرم کننده بود که بینندگان را ساعتی در کنار تلویزیون نگاه می‌داشت.


حال چرا این برنامه را با برنامه مصاحبه مورد بحث خودمان مقایسه کردیم به این دلیل که در برنامه هفته گذشته سیما ما شاهد پرسیده شدن سوالاتی از این شخصیت بسیار بزرگ بودیم که جایگاهش در برنامه صندلی داغ بود نه یک برنامه بسیار جدی با حضور یک شخصیت بزرگ که مطمئنا در زمان پخش این مصاحبه بینندگان خارجی بسیاری نیز این برنامه را مشاهده می‌کردند تا از موضع سید حسن نصرالله در موضوعات مختلفی که تصور میکردند که شاید در این برنامه به پاسخ آنها برسند مطلع شوند.


کلیت پرسش سوال هایی مثل "آیا دوست دارید با خانواده خودتان به تفریح بروید" یا "اگر دبیرکل حزب الله نبودید چه کاری را انجام می‌دادید" هیچ ایرادی ندارد بلکه ایراد در این است که در برنامه‌ای که مشتاقان زیادی را به سمت خود کشانده یکسری اطلاعات را به مخاطبانی می‌دهد که برای رسیدن به پرسش های اساسی خود برای دیدن این برنامه مشتقانه آمده‌اند ولی در انتها این سوالات محدود و نامناسب تاثیر بسیار بالایی بر کیفیت کل مصاحبه برای مخاطب داشت که ذهن مخاطب را از مسائل اصلی در مصاحبه کاملا به حاشیه برد.


ه) پلان آخر – جمع بندی

تمام این‌ها را گفتم تا به این نتیجه برسیم که صدا و سیما بسیار خوب نشان داده است که در فرصت سوزی دست بسیار پرقدرتی دارد فقط لازم است به مقایسه مصاحبه‌های انجام شده شبکه‌های مختلف جهانی با احمدی نژاد و این مصاحبه صدا و سیما با سیدحسن نصرالله بپردازید تا به اختلاف فاحش کیفیت و اهداف این دو مجموعه پی ببرید.

۱۳
خرداد

ایام زندگی قشنگ من مال شما

 ایام سپید رنگ من مال شما

 بابای همیشه خوب من را بدهید

 این سهمیه های جنگ من مال شما

سایز اصلی تصویر



پی نوشت::

پدرم، روزت مبارک

سایز اصلی

۱۱
خرداد
توی جلسه فرهنگی دانشکده یه کاری به من واگذار شد که بیام یه تعداد پوستر تو موضوع تقلب طراحی کنم. خوب هدف اینکار چی بود:::::: خود اونایی که تو جلسه بودن چندین هدف گفتن که خیلی طول میکشه همه رو بخوام بگم ولی باید بگم که هدف اصلی این کار این بود که به دانشجوها بفهمونیم که موضوع تقلب اصلا خوشحال کننده و یک مسئله عادی نیست.

منتظر نظرات شما عزیزان در مورد تک تک این پوسترها هستم ---- خوشحال میشم ایرادات و پیشنهاداتتون رو هم بشنوم

(سایز 1000 پیکسل این تصاویر هم برای استفاده شما زیر هر تصویر لینک شده موفق باشید)


سایز اصلی


سایز اصلی


سایز اصلی


سایز اصلی


سایز اصلی


سایز اصلی


سایز اصلی


سایز اصلی



۰۶
خرداد

چند وقت پیش یه بارون شدیدی گرفت و این گندم زارهای مقابل دانشگاه ما رو خراب کرد به همین خاطر این گوسفندا رو اینجا رها کردن تا این گندم های خراب شده رو بخورن

یه روز که من مثل خیلی از روزها داشتم از سمت دانشگاه آزاد به سمت دانشگاه خودمون پیاده می اومدم با گوشی این عکسا رو گرفتم

 --- حالا یه سوال تناسب این گوسفندا با دانشگاه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟ 

توجه کنید تو جواب هاتون اگه به هرکسی چه دانشجو و چه مسئولان دانشگاه توهین کرده باشید نظرتون حذف میشه 



سمت راست گندم های هنوز خورده نشده

سمت چپ محل جاروکشیده شده‌ی گوسفندا

۰۳
خرداد

با یه بنده خدایی (آقای ....) سر موضوع "زن‌ذلیلی" یه کل کل درست حسابی داشتیم اون بنده خدا به ما می‌گفت که نباید برای خانمها انقدر تره خورد کرد و حرف از گربه و دم حجله و این حرفا میزد من هم سعی میکردم بگم خدا یه چیزی رو تعیین کرده و یه وظایفی برای مردها در مقابل زن ها قرار داده تو بین حرف ها یاد متن یکی از دوستان سایبریم افتادم و سری به وبلاگ اون دوستمون زدم و مطلب مورد نظر رو مستقیم اینجا برای شما قرار میدم.

امیدوارم که دوستان یا شروع نکنن به خوندن مطلب یا اینکه اگه شروع میکنن به خوندن تا ته مطلب رو برن ........


لینک مطلب اصلی در وبلاگ سرباز صفر جنگ نرم برای حجت الاسلام حسین ابراهیمی

لینک


واژه زن ذلیل یکی از واژه های مورد استفاده در محاورات امروز جامعه ماست که البته مصادیق مختلفی را در بر دارد؛که سعی ما بر این است که بسیار کوتاه نظر روایات را در باب آنچه زن ذلیلی گفته می شود بیان کنیم.

آنچه مشخص است آن است که اسلام دین تعادل و میانه روی به معنای صحیح آن است بدان معنا که مشخصا در باب زن نه افراطها را امضا و تایید می کند و نه تفریط ها را ،نه زن را تا آنجا پایین می آورد چنان که در اقوام گذشته یا در نگاه ابزاری و برده داری مدرن دنیای غرب مرسوم است و نه تا آنجا بالا می برد که زن در مقام عمل معبود و اله بشر محسوب شود.


زن ذلیلی ممدوح

اما آنچه گاها در مورد برخی مرد ها به عنوان زن ذلیلی مطرح می شود و مورد طعن وتمسخر واقع می شود در برخی موارد در اصل رفتار بسیار مثبی است و مورد تایید عقل و شرع نیز می باشد؛ از آن جمله می توان به ابراز محبت به زن و یا صبر در مقابل او اشاره کرد که ایندو از رموز تحکیم و پایداری روابط خانوادگی می باشند.

مثلا شخصی که اهل محبت کردن به همسر خویش است و اینکه این محبت را به او ابراز می کند او درست قدم در مسیر دین و تبعیت از فرامین معصومین علیه السلام گذاشته و عمل او بسیار ممدوح و پسندیده است چون از یک انسان مسلمان و مومن غیر از آن انتظار نمی رود که به زنی که نماد لطافت و عاشق محبت است محبت نماید و این سرمایه عظیم را برای تحکیم روابطش در قلب همسرش برای خود ذخیره نماید،سرمایه ای که تا پایان زنگی مشترک می تواند از برکات آن در جهت خود و فرزندانش بهره گیرد.

واما صبر در مورد زنی که مثلا با شوهر خود بد دهنی می کند و یا اصطلاحا اهل غر زدن است نشانه ایمان است و دین اسلام هیچ گاه مقابله به مثل را در این زمان برای مرد تجویز نمی نماید بلکه استفاده از معجزه اخلاق حسنه و صبر را توصیه می کند که در بسیاری از موارد اینگونه می توان فرد مقابل را از کجراهه به راه آورد و زندگی مشترک را که یک بنای الهی است حفظ نمود پس اگر به این عمل هم زن ذلیلی اطلاق شود این دلیل بر منفی بودن این عمل نیست بلکه این عمل بسیار عمل مثبتی بوده و مورد تایید و تمجید عقل و شرع می باشد و مطمئنا جایگاه چنین شخصی چه مرد و چه زن در بهشت خداوند بزرگ می باشد.


زن ذلیلی مذموم

در احادیث وارد شده که خدا لعنت کند مردی را که سخن زنش گوش کند و بدان جامه عمل بپوشاند! همانطور که شما هم تعجب کردید مخاطب امام علیه السلام هم گویا تعجب نموده از دامنه این لعنت سوال می کند که امام علیه السلام جواب می دهند که...در لباسهای نازک و بدن نما که برایش بخرد تابدان وسیله خود را برای نامحرمان زینت کند! 

آنچه در مورد زن وضوح دارد نیاز مرد به زن در باب مسائل عاطفی و جنسی است که این نیاز و وابستگی گاهی بدانجا می رسد که سیطره زن بر مرد کامل می شود و در اینجا هر در خواستی که زن از مرد داشته باشد اعم از مشروع و نامشروع مرد چاره ای برای خود جز تبعیت و موافقت نمی بیند و استقلالی حتی در مورد خواسته های نامقبول زنش ندارد و این مرد به طور قطع همان زن ذلیلی است که طبق روایات مذموم و بلکه ملعون است و هیچ گاه بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.

در احادیث نبوی حدیث معروفی وجود دارد که می فرماید: "شاوروهن و خالفوهن" که حضرت علامه سید محمد حسین فضل الله در کتابی که با عنوان "اسلام،زن و جستاری تازه" دارند (که ترجمه کتاب ایشان است) این حدیث را می آورند و مقصود واقعی آنرا روشن می کنند ، خلاصه مطلب ایشان آن است که معنای ظاهری این حدیث مقصود نیست چه آنکه افراد زیادی با دستاویز قرار دادن آن در مورد زنان دچار اشتباه و افراط گشته اند،بلکه منظور آن است که مرد استقلال خودش را در تصمیم گیری از دست ندهد و مطیع مطلق زن خود نباشد بلکه گاهی با او مخالفت کند که صرف این مخالفت مصلحت دارد -البته با پیش فرض عمل درست بر طبق دستورات دین- چون مرد بداند که مجبور و زبون در مقابل پذیرش درخواستهای نامعقول و نامشروع زن نیست.

و زن نیز بر بیان چنین درخواست هایی جرات پیدا نکند با این معنا حتی ایشان حدیث دیگری از امیر المومنین می آوردن که ایشان می فرمایند: "لا تطیعوهن بالمعروف کی لا یطمعن فی المنکر" یعنی گاهی حتی به ظاهر با تصمیمات و سخنان او در مورد کارهای نیک مخالفت کند و او را به اطاعت از سخنانش عادت ندهد به طوری که این کار اطاعت از خود زن به شمار آید و او با چنین گمانی به آنجا برساند تا با سوء استفاده از اهرم عاطفی و جنسی ،شوهرش را به کار ناپسندی واراد کند.

بنابر این محبت و صبر در مورد زن ممدوح است تا آنجایی که خط قرمز ها و حدود شرعی و عقلی و الهی حفظ شود و تا اینجا این امور ممدوح و مورد تاییدند ولی نباید این امور طوری باشند که برای تعدی به حدود الهی زمینه سازی نمایند و موجب خسران و تباهی مرد و دوری او از بهشت رضوان خدای بزرگ شوند.